امروز پنج شنبه با اینکه مدارس تعطیلند به علت عادت همیشگی ساعت ۸ از رختخواب بیرون آمدم
تا ساعت ۱۰ صبح کمی مشغول به کارهای شخصی و صحبت با هانیه بودم و پس از آن به محل پروژه دبستان جدید رفتم،کارهای نهایی پیگیری شد و دستورات کار رو به همکاران اجرایی گفتم و خرید های مربوط به کارها را انجام دادم، در برگشت به محل پروژه حاج خانم را دیدم و برای خرید بخشی از وسایل ساختمانی مربوط به ویلای امیری به خرید رفتیم
در راه مجدد راجع به مصائب واکسیناسیون صحبت شد و حاج خانم مکرر اصرار داشتند اقدامی برای خرید منزل در کشورهای همسایه داشته باشیم .
حدود ساعت دو و نیم بعد از ظهر به منزل برگشتم و هانیه پیشنهاد داد برای صرف ناهار به هتل میزبان برویم و من هم استقبال کردم پس از صرف ناهار هانیه رو به منزل رساندم و به دبستان جدید رفتم برای سرکشی مجدد به نیرو ها و پیگیری انجام کارها
سپس به منزل برگشتم و پس از ساعتی و صرف چای و استراحت عازم منزل خواهر شدیم چون رایان از روز قبل آنجا مانده بود و مسبب مهمانی شد
تا ساعاتی از شب با پدر و مادر و دایی جان کوچک معاشرت و صحبت کردیم و رایان جان با گربه های عمه جان بازی کرد
سپس نیمه شب به منزل برگشتیم