امروز شنبه ساعت هفت و نیم با تماس مهندس سلیمانی از خواب بیدار شدم ،بابت الحاق زمین کنار دبستان برای بالا بردن مساحت زمین مدرسه و رفتن به اداره کل صحبت و تصمیم گیری شد
بنابر تصمیم کاری شنبه ها مدرسه تعطیل شده به همین دلیل پس از صرف صبحانه و نوشتن کارهای روزانه در تقویم به بانک و سپس به پروژه دبستان جدید رفتم ، با حاج خانم جهت بعضی کارها هماهنگی شد و به بعضی نیرو ها دستور کار جدید و سرکشی به کار بقیه دوستان انجام شد
تا ساعت دو و نیم بعد از ظهر سرکار بودم و جهت استراحت و ناهار به منزل آمدم
ساعت چهار و نیم عصر مجدد به ساختمان مدرسه رفتم جهت سرکشی و پس از آن به منزل حاج خانم رفتم و با خواهر عزیز به خرید گل و گیاه و درخت برای ساختمان جدید رفتیم
تورم در این چیز ها گویا بیشتر شده
پس از رساندن حاج خانم به منزل جهت جلسه اتمام کار ساعت ۹ شب با مهندس سلیمانی جلسه لی داشتم و تقریبا ساعت ۱۱ شب به منزل برگشتم